تبليغاتX
هنر معلمی

هنر معلمی

معلمی هنر است.

مهدی دین پناه رسید

بیا که رایت منصور پادشاه رسید           نوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید

جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت           کمال عدل به فریاد دادخواه رسید

سپهر دور خوش اکنون کند که ماه آمد          جهان به کام دل اکنون رسد که شاه رسید

ز قاطعان طریق این زمان شوند ایمن           قوافل دل و اکنون رسد که شاه رسید

عزیز مصر به رغم برادران غیور          ز قعر چاه برآمد، به اوج ماه رسید

کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل؟           بگو : بسوز که مهدی دین پناه رسید

صبا، بگو که چه ها بر سرم دراین غم عشق          ز آتش دل سوزان و دود آه رسید

ز شوق روی تو شاها، بدین اسیر فراق          همان رسید کز آتش به برگ کاه رسید

مرو به خواب که "حافظ" به بارگاه قبول          ز ورد نیمشب و درس صبحگاه رسید

سايتهاي اينترنتي فعال مرتبط با حضرت مهدي (عج)

 

احادیث از الإمام المهدي، صاحب العصر و الزّمان (عليه السلام و عجّل الله تعالى فرجه الشّريف)

 

جهان در عطش ظهور امام زمان(عج)

 

انقلاب مهدي موعود و حكومت فراگير جهاني

 

حضرت مهدی(عج) در کلام اهل بیت

 

زندگینامه و غیبت امام

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 11:12  توسط حسین ملاحسنی  | 

معلمان، دیروز،امروز،فردا

       ساختارهای اساسی یک جامعه نقش مهمی در هویت شغلی کنشگران اجتماعی آن جامعه دارند و تنظیم کننده جایگاه و نگرش حرفه ای بدانها می باشند. از یک سیستم کارا انتظار می رود مکانیزمی را طراحی نماید تا زمینه رشد، پویایی، تعالی و از همه مهمتر حفظ الگوهای خود را فراهم سازد. با این زمینه از هر زاویه ای که به معلمی نگاه کنیم، معلمی قبل از آن که شغل باشد عبادت و هنرمندی است و شغل انبیا به شمار می رود. در کنار آن امروزه در جامعه ما بیش از یک میلیون نفر به داشتن آن افتخار می کنند. در این بین آنچه بر معلمی گذشته است جالب به نظر می رسد:

     

        دیروز : به معلم نگاه الهی وجود داشت و در همه جا معلمی، شغل انبیا به شمار می رفت. معلم الگوی اساسی جامعه به شمار می آمد و معلمان منزلت شغلی نسبتاً خوبی در جامعه داشتند، معلمان عاشق و دلسوخته و فداکار شناخته می شدند. دخل و خرج با همان حقوق اندک با هم کنار می آمدند و معلمان با سیلی صورت خود را سرخ نگه می داشتند. معلم نماد مطالعه و کتاب بود و در تزریق روحیه ایثار و فداکاری از معلمان به عنوان الگو یاد می شد.

معلم الگو ، معلم عاشق، معلم فداکار و معلم با همه ی صفت های خوب.

 

       امروز : آرام آرام معلم را با ساختارهای نامناسب به حاشیه رانده ایم نقش اساسی اش را از او گرفته ایم دیگر بیشتر جوانان ما گروه مرجع خود را تغییر داده اند چراکه هنرمندان و فوتبالیست ها از راه رسیده اند. تبلیغات و رسانه های نوظهور دیگر کمتر فرصتی برای حضور معلمان فراهم می سازند و جامعه با چشم دیگری به معلمان می نگرد. به نظر می رسد افراد دیگری نماد گذشت و فداکاری و ایثار و افتخار آفرینی شده اند و نگرش جامعه به معلمان تغییر یافته است. امروز اگر از نقش دیروز معلم یاد می شود در حد سخنرانی و شعار و ... آن هم در ایام خاصی است. امروز الگوهای ما مانده اند و کوهی از قسط و قرض. امروز مسافرکش معلم، بساز بفروش معلم، مغازه دار معلم، بنگاه معاملات ملکی دار معلم، بازاریاب معلم، ... شاید ظلمی را که امروز به معلمی می کنیم فردا فرزندانمان ما را بازخواست کنند که چرا این گونه برخورد نمودیم؟ اما به راستی به آیندگان چه خواهیم گفت.

 

     فردا: .... شما بنویسید

 

        اما من می دانم که جامعه ای که نتواند الگوهای شایسته و بایسته خود را که از فیلترهای متعدد گذشته و تعهد و تخصص شان به اثبات رسیده است حفظ نماید، در دراز مدت بیش از همه آسیب خواهد دید.  

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 9:11  توسط حسین ملاحسنی  | 

شکاف طبقاتی

    شاید همیشه لازم نباشد برای پی بردن به مسایل اجتماعی جامعه خودمان معادله های چند مجهولی را حل کنیم مثلاً همین شکاف طبقاتی موجود در جامعه را خیلی راحت می توان از روی شهریه امسال مدارس متوجه شد. شاید طرح طبقات در جامعه اسلامی ما خود چالشی بزرگ باشد . وقتی شهریه های امسال را بررسی کردم تازه متوجه شدم بسیاری از مدارس همین پایتخت خودمان چه اختلاف زیادی با این لیست اعلام شده دارند در بسیاری از مدارس همین شهر اسلامی تهران، دست های پدران و مادران فراوانی برای تهیه هزینه 5 هزار تومانی، کلاس جبرانی فرزندشان پینه بسته است و آن را طی چند قسط سالیانه پرداخت می کنند. بسیار دردناک است که از فرصت های برابر تحصیلی صحبت کنیم و چه راحت قانون اساسی را تفسیر نموده ایم. آیا جز این است که دانش آموزان نابرابری ها را از مدرسه می آموزند؟ آیا آنان نخواهند آموخت که زنده باد هر که پولدارتر است؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 3:52  توسط حسین ملاحسنی  | 

عیدتان گل افشان باد

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد                                 دل رمیده ما را انیس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت                به غمزه مساله آموز صد مدرس شد 

    محمد امین قبل از شب 27 رجب در غار حرا به عبادت خدا و راز نیاز پرداخت و در عالم خواب رؤیاهایی می دید راستین و برابر پروردگار بزرگش برای پذیرش وحی بتدریج آماده می شد. درعالم واقع روح الامین، جبرئل بزرگ، فرشته وحی مامور شد آیاتی از قرآن را براو بخواند و او را به مقام پیامبری مفتخر سازد . محمد ( ص ) در این هنگام چهل سال بود.تنهایی و توجه خاص او در غار حالتی غریب در او ایجاد می نمود .حالتی وصف ناشدنی ،ترس و ابهام از یک طرف و شعف و سبک بالی از سوی دیگر .و به ناگاه در شبی از این لیالی پر قدر فرشته وحی به یکباره بر او نازل گردید با این پیام :

اقرأ باسم ربک الذی خلق . خلق الانسان من علق . اقرأ وربک الاکرم.الذی علم بالقلم.علم الانسان ما لم یعلم .

جشن علم و دانش مبارک باد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 11:41  توسط حسین ملاحسنی  | 

جابه جایی ، تخصص سازی و اجبار بخشنامه ای

         یکی از بندهای جالب بخشنامه سازماندهی نیروی انسانی وزارت آ.پ ، بند 9-1 و تبصره های ذیل آن در صفحه ی سه از بخشنامه است: که به روسای سازمان های آموزش و پرورش اجازه داده می شود نیروهای دارای کسر ساعت موظف یک منطقه را در مناطق دیگر سازماندهی نمایند. اگرچه در این بند آمده که این کار با رعایت تمام جوانب صورت گیرد اما به نظر می رسد اجرای آن با مشکلاتی همراه باشد.

            شاید در تهیه ی این بند تمام مناطق آ.پ مانند 19 منطقه ی تهران فرض شده است اگرچه درتهران نیز این کار در بین دو منطقه به سختی انجام می شود. فاصله بین مناطق و شهرستانها ، پیچیدگی و مشکلات متعدد ناشی از این تبادل نیرو بین مناطق (از جمله افزایش کار مقاطع تحصیلی در مدیریت ها و هماهنگی بین آنها) ... از مسایل اساسی این بند به شمار می رود. آیا مگر مناطق آ.پ در جوار هم قرار گرفته اند که چنین چیزی ممکن گردد؟ عملاً فاصله مناطق و پراکندگی مدارس این مناطق در سطح کشور به قدری زیاد است که اجرای آن را با مشکل روبرو می سازد.شاید لازم باشد همکارانی که این بند را نوشته اند سری به روستاها و مدارس پراکنده در بخش های مختلف کشور بزنند. 

             در تبصره ذیل این بند آمده است : می توان از نیروهای دارای کسر ساعت موظف با طی دوره ضمن خدمت در سایر رشته ها و مشاغل مورد نیاز استفاده نمود. این موضوع خیلی جالب به نظر می رسد یادم می آید سال های سال چقدر صرف این شد تا نیروها تخصصی در رشته های خود قرار گیرند. چقدر بخشنامه های گذشته تاکید می کرد که هر همکاری باید در رشته خاص خود تدریس نماید. چقدر امتیاز و ارزش برای همکارانی که در رشته تخصصی خود تدریس می کنند در فرم های مختلف در نظر گرفته شده است(فرم ارزشیابی، ارتقای شغلی و...) و در گروههای آموزشی چقدر تاکید دارند و داشتند که تمام همکاران گروه باید تخصصی باشند و بارها و ساعت ها در این مورد گفتگو شده بود و سال ها تجربه شده که به کارگیری در رشته غیر تخصصی یکی از عوامل اصلی افت تحصیلی می باشد و چقدر راحت می شود رشته های شغلی را با چند ساعت ضمن خدمت تغییر داد. به این شکل می توان انتظار داشت مثلاً پزشکان متخصص قلب با طی ساعاتی ضمن خدمت دندانپزشک شوند و ... با این حساب باید انتظار داشت تغیرات زیادی در تدریس نیروها بوجود آید بی شک در تمام سازمانها در برخی رشته ها مازاد نیرو و در برخی رشته ها کسر نیرو وجود دارد مثلاً دبیران ادبیات با چند ساعت ضمن خدمت فیزیک و ریاضی درس دهند یا...

         از سویی تنها عاملی که در این بین در نظر گرفته نشده تمایل همکاران فرهنگی به انجام این کار است  و تبصره سوم چقدر راحت تکلیف را روشن نموده است اگر قبول نکنید ارتقای شغلی پرداخت نمی شود به این صورت تکلیف را روشن نموده است که باید قبول کنید. بدین شکل باز هم تمام راهها به معلم ختم می شود معلم ما در تنگنای دیگری قرار می گیرد چرا که اگر قبول نکند ......

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 19:24  توسط حسین ملاحسنی  | 

 

کد رصدخانه