سالن مملو از معلمان بود و معلم پژوهشگر با شور و حرارت از نوآوری و پژوهش خودش سخن می گفت که چگونه توانسته است بر اساس نتایج تحقیق خود؛ با راه اندازی یک وبلاگ درسی ؛ انگیزه و علاقه مندی یک دانش آموز نخبه را در یک مدرسه دولتی و کلاس بسیار معمولی افزایش دهد و پل ارتباطی جدیدی را سامان بخشد . در پایان معلم با همان علاقه پیشنهاد سبز خود را با عنوان هر معلم ایرانی یک وبلاگ ، طرح نمود. یک هفته بعد ، پیشنهاد او به اسم معاون نوآوری اداره به مدارس بخشنامه شد.
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 21:12  توسط حسین ملاحسنی
|
آقای رئیس با اینکه می دانست انتقالی ؛ اون هم وسط سال در آ.پ تقربیاً غیرممکن و برخلاف قانون و مقررات است. با این حال چشمهاشو را روی تمام موارد قانونی بست و درست به مدت کوتاهی بعد ریاستش ، فامیل عزیزش را از منطقه ی محروم به منطقه ی خودش انتقال داد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 16:42  توسط حسین ملاحسنی
|
مادر بزرگم همیشه می گفت : خداوند کتابخانه ها را به وجود آورد تا مردم بهانه ای برای احمق بودن نداشته باشند. جان باوئر
همیشه از بیشتر کتاب هایی که به مدرسه می آید انتقاد دارم و از این که سلیقه ی خاصی را برای دانش آموزان در نظر گرفته می شود ناراحت هستم و اعتقاد دارم که مدرسه باید برای تمام سلیقه های مختلف دانش آموزان کتاب تهیه نماید البته به روز و جذاب . به همین خاطر وقتی مدیر مدرسه از من خواست تا برای تهیه کتاب بروم فوری قبول نمودم و روز شنبه توفیقی حاصل شد که برای همکاری با مدرسه به همراه نماینده معلمان مدرسه راهی نمایشگاه یاد یار مهربان در بوستان گفتگو شوم. در راه فکر می کردیم کتاب ها را برای چه کسی تهیه نماییم معلمان یا دانش آموزان. از آن مهم تر کتاب برای چه درسی خریده شود . هر چند مدیر محترم علاقه مند به کتب وزین و منبع بود با این وجود با مبلغ اندک اعتبار کارت ، باید مخاطبان و دروس مختلف را در نظر می گرفت.
کارکرد مشخص این چنین حرکت هایی بالا بردن سرانه کتاب در مدارس و به مرور افزایش سرانه کتابخوانی در مدارس و کشور است. ساختمان مدرن و جذاب نمایشگاههای شهرداری در بوستان گفتگو ، به همت شهرداری تهران میزبان مدارش شهر تهران است. همه چیز منظم و با شکل خاصی پیش بینی شده است . هر روز حدود شش منطقه از تهران برای تهیه هدیه کتاب دعوت شده اند حتی ساعت و مدت زمان حضور در نمایشگاه از قبل مشخص است . ۱۶۰۰۰کتاب و ۸۰۰ لوح فشرده همه در سه سال اخیر چاپ شده و سیستم نمایشگاه کاملاً مکانیزه و به روز است. تنها چیزی که در سرتاسر نمایشگاه در کنار کتاب ها و مجموعه مدرن بسیار به چشم می آید احترام و احترام بسیار به جامعه ی معلمان است . از نگهبانان دم در تا مسئول ثبت نام و حمل و نقل غرفه داران، پذیرایی و ...حضور چند فرهنگ سرا و برخی موسسات که لوازم مدارس را عرضه می کنند در قسمت جنبی جالب به نظر می رسد.
هرچند همکاران ستادی ما در وزارت آ.پ در مراسم افتتاح این نمایشگاه به عللی نامعلوم حاضر نشدند اما حرکت نمادین شهرداری در پیوند با مدارس برای ششمین سال متوالی قابل تحسین است . با این حال نوع و کیفیت کتب ارایه شده ، مبلغ اعتبار برای خرید و ... از چالش های قابل بررسی این نمایشگاه به نظر می رسد. هر چند خطر بهره برداری سیاسی از آسیبهای جدی به شمار می رود . اما از کارکردهای این نمایشگاه نزدیکی بیشتر شهرداری و مدارس است به گونه ای که هر روز تعدادی از شهرداران مناطق در نمایشگاه حاضر می شوند تا با مسئولین مدارس بیشتر پیرامون مسایل و مشکلات گفتگو نمایند.
در پایان نمی خواهم آرزو نمایم کاش مثل بیشتر کشورها اداره مدارس را به شهرداری ها واگذار نماییم چرا که مبانی و فلسفه آ.پ کشور ما بسیار متفاوت است با تمام جاها. اما می توان تلاش نمود تا اداره مالی مدارس به شهرداری ها واگذار شود و دولت محترم بودجه را در اختیار شهرداری ها قرار داده و وزارت معظم آ.پ به عنوان سیاست گذار کلان فعال باشد و ...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 15:39  توسط حسین ملاحسنی
|
شما رابطه ی بین شایستگی و انتصابات اداری را چگونه ارزیابی می نمایید؟ به راستی چه تعداد از مدیران ما در آ.پ (در کلیه سطوح) با توجه به توانمندی و شایستگی خود اداره امور را برعهده گرفته اند؟
تقریباً همه ی ما به این نتیجه رسیدیم که در بیشتر مواقع شایسته سالاری یک شوخی و طنز می ماند تا این که در عمل اجرا گردد . در واقع شواهد بسیاری نشان می دهد که شایسته سالاری در کشور ما در سایه ی متغیر وابستگی سیاسی معنادار می گردد . به واقع نخبگان اجرایی به واسطه ی تعلق سیاسی خود، نخبه معرفی میگردند که در صورت موفقیت گروه ، حزب و ... در چرخه ی تصمیم گیری دوایر دولتی ما وارد شده و چه بسا از حداقل های این مهم نیز بهره ای نبرده باشند. بر این اساس با تغییر جریان سیاسی سیر تغییرات نیروها آغاز شده به طبع آنان برنامه های مدیر محور که با بودجه های فراوان اجرایی شده اند تغییر می یابند و ... البته وقتی پیرامون کشورهای جهان سوم مطالعه می کنیم به چنین شاخص هایی می رسیم .
غرض این که در آ.پ به عنوان یکی از نهادهای اصلی این کشور چنین شایسته سالاری رواج دارد . شما تصور بفرمایید از یک مدیر مدرسه(تغییرات کمتر) ؛ مدیر منطقه ؛ مدیرکل استان ؛ مدیران کل ستادی ؛ معاونین وزارتخانه و شخص وزیر از این قاعده مستثنی نیستند. در واقع میزان تغییرات و جابجایی ها در سه سال اخیر خود گواه این مهم است . نمی دانم در منطقه ی شما چه تغییراتی صورت گرفته است به هر جهت روح این قانون ننوشته در همه جا ساری و جاری است. این مطلب بهانه ای شد تا برخی از حقیقت ها را در کنار واقعیت های موجود بررسی کنیم :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 14:58  توسط حسین ملاحسنی
|
بررسی سخنان و موضع گیری های وزیر آ.پ در یک سال گذشته سه چهره ی متفاوت را از جناب وزیر نمایان می سازد :
۱- دوران معرفی به عنوان سرپرست : فعال و پرانرژی با برگزاری نشست ها با صاحب نظران ، نقد وضعیت موجود آ.پ و ارائه طرح ها و برنامه ها ، تغییر تغییر تغییر...
۲- دوران وزارت (1)یک سال قبل :
جاي تاسفاست كهمن به هر جاي كشور كه سفر ميكنم، فقط مشكلات مالي و نيازمندي فرهنگيان مطرح ميشود وحتي يك كلمه از رسالت فرهنگي آموزش و پرورش گفته نميشود. فرهنگيان بايد به بيان رسالت بزرگ معلم بپردازند و كمتر سخن از مشكلات و نارساييها بگويند(بندر دیلم ۱۰ بهمن ۱۳۸۶)
می شود ، می توان ، مدیریت می کنم
اجرای طرح موسوم به ساماندهی نیروی انسانی در آ.پ...
ممانعت از استخدام نیروهای حق التدریس و ۱۰ هزار نیروی پرورشی...
چند بار خطر استیضاح در مجلس ...

۳- دوران وزارت (2) امسال : (دو سخنرانی اخیر در مجلس شورای اسلامی + باشگاه فرهنگیان)
نيازمند به زمان هستيم...
هماكنون بضاعت سيستم آموزش و پرورش محدود است...
من هم يك تنه نميتوانم از پس اين مسايل بربيايم...
من باور ندارم...
آمار درستي از مدارس وجود ندارد...
مشكلات آموزش و پرورش باعث شد كه...
براي اينكه كسري مزمن آموزش و پرورش نجات يابد، بايد با يك عزم ملي سهم مردم و سهم دولت تعيين شود...
تا جايي كه امكان دارد حداقلهاي نيازهاي ضروري آموزش و پرورش را تأمين كنيم...
كسري آموزش و پرورش قابل جبران نيست...
در اجرای تعهدات خودم نمی دانم چه کار کنم ...
هر چند به نظر می رسد ایشان این روزها نسبت به یک سال قبل با واقعیت های آ.پ بیشتر آشنا شده است . اما واقعاً ماجرای تغییر موضع جناب وزیر در نگاه نقادانه بر رویکرد حاکم بر آ.پ کشور چیست؟
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 2:6  توسط حسین ملاحسنی
|
فضای فکری هر شغلی با کلمات پر کاربردی ساخته می شود که روزانه در آن حرفه بسیار به کار می رود هر چند بیشتر ما معلمی را فراتر از شغل می دانیم با این حال کلماتی چون دیون ، مطالبات ، مازاد ، معوقه ، حق التدریس ، لایحه نظام هماهنگ خدمات کشوری( اجرا می شود ، اجرا نمی شود ، آیین نامه ها تدوین نشده است ، برای گروههایی اجرا شده است ، از سال بعد اجرا می شود ، برای معلمان سیاره های دیگر اجرا شده است و ...) ، افت تحصیلی ، مردودی، کمبود منابع و کمبود، کمبود، کمبود و ... اطراف ما را احاطه نموده است.
واقعاً اگر در کنار کارمندان دیگر دولت قرار بگیریم کدام گروه را سراغ دارید که با انبوه واژه های منفی مانند معلمان روبرو باشند؟ با وجود تمام فرکانس های منفی که برای معلمی مطرح است ولی معلم زنده است و با تمام وجود پویایی و حیات خود را جستجو می نماید.
با این حال بررسی میزان امیدواری ! میزان امید به زندگی ! میزان سر زندگی و نشاط ! میزان رضایت شغلی ! میزان سرمایه های فرهنگی ! شاخص های مطالعه ! میزان نوآوری و خلاقیت ! توجه به رویای شیرین با نشاط سازی مدارس ! میزان مهارتهای حرفه ای ! و ... در بین معلمان جالب و ضروری به نظر می رسد.
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 3:43  توسط حسین ملاحسنی
|
یادش به خیر روزگار دانش آموزی ، امتحانات سه تا ثلث داشت و هرکدام برای خودش دنیایی با قوانین خاص. یک روز قبل از امتحانات که می شد بابای مدرسه چند تا از بچه ها را صدا می کرد تا میزهای امتحان را توی سالن منظم کنند و مدرسه هم زنگ را یک کم زودتر می زد تا بچه ها خودشون را برای امتحان آماده کنند. کلاس های درس برای دو هفته جای خودش را به محل برگزاری امتحان می داد و دانش آموزها هم برای امتحان به مدرسه می آمدند و بعد از اون هم راهی منزل می شدند. اما این روزها حال هوای امتحانات عوض شده حالا دیگه سه ثلث جای خودشو به دونوبت داده و حجم کتاب ها هم کمتر شده و شیوه ی برگزاری امتحانات هم تابع مقررات خاصی شده ، که مدارس را از هم دیگر متفاوت می سازد. این که آیا دانش آموزان قبل و بعد از زمان امتحان باید در مدرسه حضور داشته باشند یا نه ؟ آیا در زمان امتحان باید کلاس ها دایر باشد یا نه ؟ شیوه ی برگزاری امتحانات چگونه باشد ؟ شورای مدرسه ، مدیر مدرسه ، اداره منطقه و... چه مرجعی باید آن را مشخص نماید؟ سوالات قابل طرحی هستند که به نظر می آید وحدت یکسانی وجود نداشته باشد !
در برخی مناطق تاریخ و زمان و شیوه ی برگزاری امتحانات را اداره تعیین می نماید و در برخی دیگر اداره کلیات را تعیین و جزییات را به مدرسه واگذار می نماید . اما انچه مهم است اینکه بخشنامه یا قانونی برای تعطیل کردن مدرسه وجود ندارد و در بیشتر مناطق عدم حضور دانش آموزان را در مدرسه منوط به درخواست مدیر مدرسه و کسب مجوز لازم می دانند . اگر این امر میسر نشود دانش آموزان باید در کلاس حاضر شوند و برای امتحان آماده گردند در این شرایط معلم در کلاس حاضر می شود و نقشی جز مبصری بر عهده ندارد و کلاس نیز بعد از اندکی مطالعه ، محل بحث و گفتگو و تعریف خاطرات دانش آموزان و خلاصه همه چیز جز درس می شود و چه بسا مدرسه نیز از اهداف اموزشی و تربیتی مورد نظر خود دور گردد. در این بین مهمترین اتفاق مدرسه ، یک امتحان نهایتاً یک ساعته است و دانش آموزان بعد از حضور در کلاس و نیم ساعت مطالعه ، به بازیگوشی پرداخته و بعضاً ناهنجاری و بی نظمی مدرسه را فرا می گیرد و برقراری نظم و کنترل مشکل می شود.
آنچه در این مورد مهم به نظر می رسد اتخاذ تدبیری فراتر از وضع موجود و توجه به مدارس با توجه به بافت فرهنگی و اجتماعی هر منطقه است که آسیب های اجتماعی به دنبال نداشته باشد بر برقراری نظم و کنترل اجتماعی استوار باشد و بر استحکام جایگاه مدرسه و کارگزاران آموزشی آن خصوصاً معلمان مبتنی باشد و این مقدور نمی گردد جز آن که بخشنامه نویسان و تدوین کنندگان قوانین خود با شرایط مدارس ما آشنا باشند و به عنوان تافته جدا بافته و فارغ از تمام زمینه های آموزشی و تربیتی بخشنامه ها را تنظیم ننمایند .
+ نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 0:0  توسط حسین ملاحسنی
|