تبليغاتX
هنر معلمی

هنر معلمی

معلمی هنر است.

داستانک 4

        کم کم خبر خوش رسیدن بهار به گوش همه می رسید. توی یکی از روزها که زنگ سوم زده شد و دانش آموزها و معلم ها از کلاس خارج می شدند . مدیر در گوش تک تک معلمها می گفت : تشریف ببرید حیاط پشتی مدرسه با شما کار دارند.

پشت مدرسه پر بود از کیسه های سیب زمینی. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 7:19  توسط حسین ملاحسنی  | 

ای منتظر ! آیا خوشحال شدی؟

   در اجرای بخشنامه شماره ۱۴۵۹۳/۷۰۰ به تاریخ ۲۱/۲/۸۸ معاونت برنامه ریزی و توسعه مدیریت ریاست جمهوری ( موضوع دستورالعمل ۸/۷۱۰ مورخ۲۲ /۲/۸۸ حقوق ثابت و فوق العاده های شما ( اعم از مستمر و غیر مستمر ) از تاریخ ۱/۱/۸۸ به شرح ردیف های ۲۱ و ۲۲ این حکم برقرار می گردد که با رعایت مقررات اداری و مالی از محل اعتبارات مربوط قابل پرداخت می باشد . این شرح حکمی است که در اختیار معلمان قرار گرفته است . به راستی این جملات مهییج باید زمینه ای برای خوشحالی بیش از یک میلیون معلم باشد اما...

   این روزها که ما با لقب ای منتظر سر از گوشی های تلفن همراه در آوریم و همین مانده بود که در راستای افزایش منزلت مان به جوک و لطیفه تبدیل شویم ؛ اگه فکر می کردیم که نظام هماهنگ این شکلی هست که اکنون اجرا شده ، شاید هیچ وقت تلاش نمی کردیم تا مفتخر به لقب ای منتظر نظام هماهنگ شویم اینکه با فرمول ساده{"مبلغ حکم قبل" ضربدر ۶۰۰ تقسیم بر ۴۹۰} و با سرعت بسیار برای تمام کارمندان دولت حکم با نشان معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهوری صادر کرد ؛ جای تعجب ندارد بدین ترتیب افراد متاهل حدود ۱۰۰ هزار تومان و مجردها هفتاد هزار تومان اضافه بر حکم قبلی دریافت می دارند ! اما آیا به راستی این نظام هماهنگی بود که همه منتظرش بودند؟ این شکل پرداخت همان است که به طور مساوی به همه حدود ۱۰۰ هزار تومان پرداخت شود نه نظام هماهنگ پرداخت ها . حقیقت شو بخواهید من توی چهره ی معلمانانی که می شناسم بعد از دریافت این احکام خوشحالی ندیدم . مگر کسی که منتظر است با شنیدن و رسیدن خبرخوش نباید خوشحال شود ؟

       مگر هر سال تقریباً معادل کمی کمتر از این و متناسب با تورم به حقوق همه اضافه نمی شد؟ پس این همه آیین نامه نوشتن برای چه بود ؟ پس محاسبه امتیازهای مختلف از سنوات و ضمن خدمت و مدرک و .... چه می شود ؟ مگر قرار نیست پرداخت ها بر اساس جمع امتیاز کسب شده در شاخص های مختلفی باشد ؟ اگر قرار است این موارد که در ابلاغیه ریاست جمهوری هم آمده اجرا شود پس این همه عجله برای چیست ؟ آیا نباید این فرایند زمان بر طی شود؟ از طرفی اگر به این راحتی و سرعت قابل اجرا بوده پس چرا از سال ۱۳۸۶ که این قانون مصوب مجلس شورای اسلامی بوده است معطل مانده است؟

     اگر قرار شایستگی ها ملاک قرار گیرد ! پس این که هر کس کمتر دریافت می کند بیشتر اضافه می شود و هر کس بیشتر می گرفت (حالا به هر میزانی )کمتر اضافه می شود و شده ؟! چه معنایی دارد و به راستی آیا این مطلب در تناقض با روح نظام هماهنگ خدمات کشوری نیست ؟ راستی آیا با دیدن حکم حقوقی تان این احساس به شما دست داد که اختلاف در پرداخت کارمندان دولت از بین رفته است ؟

به هر حال این سوالات و امثال آن تناقض ها و چالش هایی است که بدون پاسخ می ماند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 16:38  توسط حسین ملاحسنی  | 

من به میر حسین رای نمی دهم اما شما خود دانید

       همکار خوبم جناب رسول پاپایی در وبلاگ ارزشمندشان مطلبی زیبا نگاشته اند که با اجازه ایشان ، بدون دخل و تصرف در ادامه می آید :

   

       من  معلمم و به مير حسين موسوي راي نمي دهم ، چون سال هاست با نگاه غير توليدي و غير حكومتي وخدماتي بودن به كارم و آموزشم و پرورشم  خو گرفته ام ، اما او به كارم و آموزش وپرورشم به عنوان يك سر مايه بزرگ اجتماعي نگاه مي كندواين بدعتي خطر ناك است .

     من به مير حسين راي نمي دهم ، زيرا سال هاست كه در برنامه ريزي ها و بودجه ريزي ها با منطق زياد بودن خود را زيادي احساس كرده ام .اما او مي خواهد اين حس غريب را از من بگيرد  واز من به عنوان ممتاز ترين گروه مرجع ياد مي كند ..

     من به مير حسين راي نمي دهم چون باوري در من  جوانه زده اند كه نقشي در امنيت اجتماعي و توسعه ندارم ا ما او مي خواهد اين جوانه را از رويش باز دارد و مي گويد اموزش وپرورش يك ظرفيت ملي براي تحول و توسعه و ارتقا امنيت اجتماعي است .

      من به مير حسين راي نمي دهم چون با چشمانم ديده ام كه اعتراض و فرياد حتي اگر براي نان و اب باشد مزدوري  بيگانه است . اما او آزادي بيان و گفتار و حتي اعتراض را اساس تعليم و تربيت مي داند و بدتر از اين مي گويد : مخالفت با آزادي بيان و اعتراض در نظام تعليم و تربيت از بين بردن سر مايه اجتماعي است .

      من به مير حسين راي نمي دهم ، چون به تحقير و توبيخ و... به عنوان پاسخ  اعتراض به تبعيض عادت كرده ام اما او با تحقير و تنبيه معلم مخالف است و خواهان تغيير نگاه امنيتي به آموزش وپرورش شده است .

     من به مير حسين راي نمي دهم ، چون  با روياي داشتن پارلمان معلمان و اتحاديه هاي معلمان هر گز نخوابيده ا م و فقط به راهپيمايي كار گر ها به دعوت اتحاديه هايشان گاهي لبخندزده ام ، اما او مدافع تشكيل مجلس و پارلمان معلمان  شده است .

      من به مير حسين راي نمي دهم چون به مزاحم بودن نهاد هاي صنفي براي دولت و كشور و آموزش و مفيد بودن بر خورد قهري و انتظامي بامعلم و كتك زدن او كم كم انسانده شده ام ( انس گرفته ام )اما او نهاد های صنفي را يار دولت و انتقادات انها را مدد كار خود مي داند .

     من به مير حسين راي نمي دهم چون كسري بودجه ، نبودن اعتبار ، مطالبات ، معوقه ، و...جزيي از خانواده آموزش وپرورش  مي دانم و دل كندن از انها برايم دشوار است اما او با سنگدلي مي خواهد اين پاره هاي تنم را از من دور كند و وضعيت آموزش و پرورش و ميزان بودجه ريزي در ان را با كشور هاي ديگر مقايسه مي كند و اين وضعيت را قابل تو جيه نمي داند و بر توانمند سازي اقتصاد آموزش وپرورش تا كيد مي كند .

     من به مير حسين راي نمي دهم چون به قانون گريزي خو كرده ام  و به ماندن قوانين در بايگاني عادت كرده ام و اصلا نمي خواهم از قانون خدمات سو ء استفاده كنم و ان را مثال بزنم . اما او مي خواهد همه چيز در چهار چوب قانون حل شود و به تشخيص و ميل و نظر خودش اهمييت ندهد و شگفت انگيزانه مي گويد : بي قانوني مو جب آنارشيسم مي شود .

     من به مير حسين راي نمي دهم، چون به ديدن وزيران سريع الاجل و تغيير مديريت هاي پي در پي و كاغذ پاره بودن مدارج علمي و بي معنا بودن تنوع فر هنگي ،قومي و زباني به باور رسيده ام اما او از به رسميت شناخته شدن تنوع فرهنگها و قوميت ها و زبانها و ثبات مديريت  دم مي زند .

     من به مير حسين راي نمي دهم چون  اينكه مدرسه فقط ، مدرسه است . و معلم ، فقط معلم است و اين دو هيچ بازتابي از جامعه و اجتماع و اقتصاد نمي باشند به من ارامش مي بخشد . اما او  شرايط مدارس  و بي انگيزگي  معلم ها را بازتاب نا رسايي اجتماع  و جامعه و اقتصاد مي داند و بر تمركز زدايي در آموزش وپرورش تا كيد مي كند و خواهان توسعه مدارس و معلمان است .

     من به مير حسين راي نمي دهم ، چون تنها دلخوشي من اين است كه درد هاي معلمي و مشكلات آموزش وپرورش   تنها من را مي ازارد و فقط من و دانش آموزان و خانواده هايشان مي  دانيم كه معلم فقير شده است و گر نه حتما برايش چاره اي مي انديشيدند . اما او با صداي بلند مي گويد : مشكلات آموزش و پرورش ورنج هاي معلم ها همه ما را ازار مي دهد و فقر زدايي از آموزش وپرورش را اصل مهمي از اصول منشور آموزش وپرورش قرار داده است .

     من به مير حسين راي نمي دهم ، چون مدت كو تاهي است كه با انديشه هايي چون تفكيك جنسيتي كتابها ، محرم سازي مدارس ، نصب دوربين مدار بسته ، در آموزش وپرورش آشنا شده ام  اما او از عدم منع قانوني وشرعي براي سپردن مسئوليتها ي كلان به زنان حرف مي زند .

      به هر حال من به اين وضعيت عادت كرده ام و نمي خواهم چيزي تغيير كند و به مير حسين راي نمي دهم.

 اما شما خود مي دانيد .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 22:53  توسط حسین ملاحسنی  | 

یاد یار مهربان یاد

ای باغ پر سخاوت اندیشه های ناب

پنهان به برگ برگ تو اعجاز آفتاب

جان من و تو هرگز از هم جدا مباد

ای خوب جاودانه ، ای دوست ای کتاب

فریدون مشیری

در ادامه : بررسی نمایشگاه و کارکردهای آن ، معلم -دانش آموز- کتاب ، معرفی برخی از ناشران


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 0:17  توسط حسین ملاحسنی  | 

آیین نامه هایی که چند سال وقت برای نوشتن آنها صرف شده !! سه روزه اجرا می شود

    بالاخره بعد از کلی حرف و حدیث آیین نامه های قانون خدمات کشوری توسط معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور به دستگاههای اجرایی ابلاغ گردید كه بر اساس آن حقوق فروردين و ارديبهشت ماه كارمندان براساس اين قانون حداكثر تا 28 ارديبهشت ماه جاري پرداخت مي‌شود. مثل اینکه قراره تاخیر در اجرای این قانون با سرعت برق جبران بشود. چنانکه در ابلاغیه آمده است كليه دستگاه‌هاي اجرايي مشمول مكلفند اقدامات لازم را براي تطبيق كارمندان خود با قانون مزبور و اجراي دستورالعمل‌هاي پيوست و صدور احكام كارگزيني آنان از تاريخ اجرايي شدن فصل دهم 1/1/1388 ) معمول و ليست حقوق و مزايا و ساير اطلاعات لازم را حداكثر تا تاريخ 25/2/1388 به خزانه داري كل كشور ارسال نمايند تا حقوق فروردين و ارديبهشت ماه كارمندان حداكثر تا تاريخ 28/2/1388 بر اين اساس پرداخت شود. این هم از اتفاقات نادر است که قرار رخ دهد . شما حساب بفرمایید امروز 23/2/1388 ابلاغ شده است حالا  چطور در این چند روز و با چه مکانیزمی برای چند میلیون کارمند حکم صادر می شود خدا می داند .

- اگر ناراحت نشوید و متهم نشویم که همه چیز را چرا به سیاست ربط می دهم و از بوی تند سیاست زدگی آن بگذریم ، باید بگویم این همه عجله برای چه ما معلمها که چند سال صبر کردیم می توانیم تا بعد از انتخابات هم پیرامون آن حتی فکر نکنیم.

- از سویی با روشن شدن ابعاد موضوع بالاخره همه ما متوجه شدیم این نظام هماهنگ قراره باز هم کارمندان دستگاههای مشخصی را با هم هماهنگ نماید و باید در برداشت اولیه تجدید نظر نماییم.

- به نظر می رسد هیچ دستگاهی نتواند در تاریخ های مندرج در ابلاغ  کار را انجام دهد و دولت محترم برای باز گذاشتن دست خود در برداشت از خزانه و واریز این مبلغ جزیی مربوط به فروردین و اردیبهشت ، قبل از انتخابات به نتایج خاصی دست یابد.

- این هم آیین نامه های که چند سال صرف نوشتن آنها شده حالا باید در سه روز اجرا شود :

  ابلاغیه   فرم۱   ۲   ۳   ۴  ۵ 

آئین نامه‌های اجرایی قانون مدیریت‌خدمات کشوری ابلاغ شد/2 + تصویر مصوبه

اعلام شرایط جدید نحوه محاسبه فوق العاده اضافه کار کارمندان+ تصویر مصوبه

جزئیات دستورالعمل پرداخت کمک های رفاهی کارمندان+ تصویر مصوبه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 22:41  توسط حسین ملاحسنی  | 

دروغ سال

      به پاس شکرانه موفقیت بزرگ در افزایش سرانه مطالعه از هشت دقیقه به بیست دقیقه برای هر ایرانی ؟! و در پی تصمیم مسئولین آموزش و پرورش مقرر گردید امسال به هر معلم ایرانی ، مبلغ یکصد هزار تومان بن خرید کتاب هدیه گردد !!!

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:46  توسط حسین ملاحسنی  | 

مرد دوران سختی به پا خیز

    

   آن مرد بزرگوار با پراید سفید رنگی ، بدون آن که کسی را به دنبال خود بدواند ، با سادگی ، صمیمیت و لبخندی که همیشه در چهره اش دیده می شد ، آمد و در بین معلمان همچون دری درخشید او بعد از اتمام مراسم در جمع با صفای معلمان و با شعارهای گرم آنان با همان متانت همیشگی ، سوار پراید سفید رنگش شد و رفت ....

مهندس میرحسین موسوی در ادامه با تشویق و شعار های حاضران به سخنرانی پرداخت . (خلاصه)

من هیچ کس نیستم ...شما نقش چشمگیری در تحول این کشور داشتید...بزرگان این کشور همه معلم بوده اند ... امروز منزلت شما زیر سوال رفته است....سرمایه گزاری برای معلم تضمین کشور است...معلمان بالاترین گروه مرجع در کشور هستند...معلمی که تحقیر شود چگونه می تواند دانش اموز نربیت نماید... یکی از دلایل مشکلات آ.پ ناشی از کم دیدن شان معلم است ...معلم باید نقش واقعی خودش را بیابد ...می تواند نظام معلمی ایجاد گردد خیلی فوری می شود به آن پرداخت ...پارلمان معلمان می تواند به شکل ملی بررسی شود.... 

نکته :   با وجودی که من فکر می کنم در بین گزینه های موجود جناب میرحسین موسوی مناسب ترین فرد برای عهده دار شدن امور اجرایی کشور است اما به نظر می رسد همکاران ایشان باید برای فرهنگیان کشور مشخص نمایند که : با آمدن ایشان قرار است در آ.پ ما چه اتقاقی رخ دهد . این تغییرات باید بطور مشخص برای معلمان تشریح گردد . به نظر می رسد باید جایگاه آ.پ در برنامه انتخاباتی ایشان روشن گردد و منشور دوازده گانه که بسیار ازرشمند است به شکلی عینی شاخص سازی شود و برنامه اجرايي آن روشن شود  چرا که کلی گویی و طرح مسایل غیر مدون و پراکنده در سخنرانی ها نمی تواند موفقیتی به دنبال داشته باشد موفقیت و اعتماد زمانی حاصل می شود که موارد جزیی، ملموس، دقیق روی کاغذ بیاید و جایگاه دانش آموز ، معلم و مدرسه در این نگاه کلان ، عملیاتی گردد و اذهان معلمان را قانع نماید . بدون شک همه معلمان عزیز ضمانت موارد جزیی که اعلام شود را خود در سابقه جناب میرحسین می یابند آنان می دانند میرحسین کاری را که توان انجام آنرا نداشته باشد قول نمی دهد. در گوشه ای از سالن نوشته شده بود: هر کس دنبال خبر می گرده بهش بگین عشق داره بر می گرده. 

آن‌چه امروز زیر سوال رفته منزلت معلمان است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 0:9  توسط حسین ملاحسنی  | 

در بــزم عشق شمــع فـروزان معلم است مـــردم چو پيكرند اگر ، جان معلم است

 

         اى تو مرا نادره آموزگار، افسر زرين به سر روزگار، روشنى جان من از جان توست، خنده من از لب خندان توست . ای معلم، ای جاودانه کننده  ايمان بر لوح جان و ضميرهاي پاک، ای پیغامبر نداي فطرت به گوش جهانیان، ای پاک کننده سياهي جهل از دل ها و ای زلال دانايي ، ای بیدارگری که شاگردانت برای تو می سرایند : ای در کنار ما، آموزگار ما ، چون شمع روشنی، در روزگار ما ، روشن ز نور توست، کاشانه دلم ، در کار من تویی، حلال مشکلم . روزت مبارک و ایامت فرخنده باد.

     روز اول که سپردند به استاد، مرا ، دیگران را هنر آموخت، مرا مجنون کرد. در فرخنده ایامی که پیش روی ماست قدردان تمام بزرگوارانی هستم که در دوران تحصیل از محضر پر خیر و برکتشان فیض بردم بدون شک خاطرات سال اول ابتدایی و آقای ملکی عزیز، زینت بخش تمام این دوران است. سپاسگزار تمام همکارانی هستم که درسالهای معلمی، تجربیات گرانقدر خود را در اختیارم نهادند. چقدر خوب است که با استاد شهریار همنوا شویم که :

مي توان در سايه آموختن گنج عشق جاودان اندوختن

اول از استاد، ياد آموختيم پس، سويداي سواد آموختيم

از پدر گر قالب تن يافتيم از معلم جان روشن يافتيم

اي معلم چون کنم توصيف تو چون خدا مشکل توان تعريف تو

اي تو کشتي نجات روح ما اي به طوفان جهالت نوح ما

يک پدر بخشنده آب و گل است يک پدر روشنگر جان و دل است

ليک اگر پرسي کدامين برترين آنکه دين آموزد و علم يقين 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:33  توسط حسین ملاحسنی  | 

دین فوتبالی

        بدون اغراق این روزها صدا و سیما نقش بسیار پررنگی در هویت بخشی به نسل نوجوان و جوان ما دارد.  مدرسه ، گروه دوستان و معلمان در کنار خانواده، برنامه ها و فضای مدارس ما در شکل گیری هویت دانش آموزان نقش به سزایی دارند. اما در کنار آن نباید از چیرگی صدا و سیما بر تمام این موارد غافل ماند. یادم وقتی اخبار پرتاب ماهواره ایرانی منتشر شده بود . صبح تمام دانش آموزان سرود ای ایران را زمزمه می کردند .

- مجید دیروز توی کلاس گفت : آقا من تمام فوتبال های لیگ برتر را مستقیم دیدم و نظر کردم اگر استقلال قهرمان شد 40 روز غسل جمعه کنم و وقتی اذان گفتن نماز بخوانم تا فشار قبر راحت باشم. بماند که آقا مجید ما نه وضو را یاد داشت و نه غسل گرفتن را . حتی معنای نذر و درست نوشتن آنرا یاد نداشت .

      اینکه از هویت دینی( اگر بشود با این شاخص نام هویت دینی را استفاده نمود)خودش برای کار دیگری استفاده می نمود برایم بسیار جالب بود. به لطف صدا و سیما و پرکردن اوقات فراغت با برنامه های فوتبالی ، به راحتی می توان از تقدس فوتبال در بین دانش آموزان سخن گفت . بدون شک این هویت جدید که حتی هویت دینی را در سایه قرار داده است از پدیده های شایع در بین دانش آموزان ماست که ضرورت دارد آ.پ به انجام بررسی بیشتر پیرامون آن همت گمارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 6:54  توسط حسین ملاحسنی  | 

معلمان در انتظار برنامه های مهندس موسوی

   

   براساس واقعیت های جاری، حال و هوای جامعه معلمی این روزها حسابی از تغییر استقبال می کند صحبت های بین زنگ تفریح که یکی از اصلی ترین موارد قابل استناد در این زمینه است تغییر را در بطن گفته های معلمان قابل لمس می نماید هر چند نگاه موجود بسیار منفعل و ناامید، گزینه خاصی را در نظر نگرفته است اما می توان از لابلای صحبت ها به این نکته پی برد که معلمان نیم نگاهی به نوع موضع گیری های مهندس موسوی دارند و در آستانه ی هفته معلم منتظر شنیدن برنامه های کاندیداهای مطرح از جمله ایشان می باشند. چهار سال قبل معلمان منتقد با شعار آموزش و پرورش موتور توسعه و تحول کشور به میدان آمدند و نقش چشمگیری در پیروزی ریاست محترم جمهور داشتند اکنون نیز اگر اغراق نکنیم حدود ۵ میلیون رای مستقیم معلمان و خانواده هایشان نقش به سزایی در تعیین ریاست جمهوری دهم دارد .

      بدون شک  مشکلات بیش از هر زمان دیگری آموزش و پرورش ما را به خود مشغول داشته است که نمود آنرا در روزمرگی این مجموعه عظیم می توان به خوبی مشاهده نمود. معلمان انتظار دارند که این روزها در حزب بازیها و دسته بندی های انتخاباتی مسایل و مشکلات آموزش و پرورش فراموش نگردد. آنان امیدوارند در گیرودار انتخابات و تغییر دولتها خواسته ها و دغدغه هایشان در نظر گرفته شود و به عنوان یک گروه اجتماعی مرجع دوباره پایگاه واقعی خود را در جامعه کسب نمایند.

         ۱- شواهد بسیاری نشان می دهد معلمان آگاه تر از هستند که سیب زمینی،پرتقال،استخر و چیزهایی دیگری در آینده ... آنان را به سمت و سویی خاص سوق دهد هر چند این روزها حرکت های نمادینی در جهت فراموشی کلماتی نظیر مطالبه و معوقه و ... شده است که در این شرایط خاص چنین گامهایی با رنگ و بوی سیاسی تندی درک می شود .

        ۲- شاید انتظار معلمین آن بود که دکتر نجفی را در کنار جناب موسوی ببینند اما بازهم همان قواعد پنهان سیاست که ما معلمان کمتر خود را درگیر آن می نماییم و بیشتر از آن مبرا هستیم این اتفاق را غیر ممکن ساخت.

        ۳- اگر از نظرسازی برخی پایگاههای خبری بگذریم یک نمونه گیری ساده نزد اطرافیان مان بهتر ما را به واقعیت می رساند (حتی اگر رای ۱۵ساله ها را هم در نظر بگیریم )، بررسی نگارنده در محافل معلمی و خانوادگی در چهار استان کشور که هر سه نسل را در خود دارد به شکل معناداری مهندس موسوی را در صدر انتخاب مردم قرار داده است و اگر اتفاق غیر منتظره ای رخ ندهد می توان پیش بینی نمود که با رای بالایی ایشان به عنوان ریاست جمهوری انتخاب گردد. در این شرایط معلمان ضمن هماهنگی و حفظ اتحاد خود از رئیس جمهور آینده و همفکران ایشان که فرصت اداره امور کشور را می یابند انتظار دارند که قبل از انتخابات :

        الف - بدون هیچ گونه تردیدی معرفی صاحبان اندیشه و متخصصان امور آموزش و پرورش و در راس آن انتخاب و معرفی  وزیری نیرومند ، آشنا و مطلع به مسایل آموزش و پرورش که از جنس و بدنه آموزش و پرورش باشد حداقل خواسته این مجموعه بزرگ است .

        ب - توجه به معلم به عنوان رکن اساسی هرگونه تغییر در آموزش و پرورش و تغییر پایگاه اقتصادی اجتماعی فعلی معلمان در جامعه.

          ج - ارتقای سطح کیفی آ.پ در تمام سطوح

         د - توجه و تاکید(عملی و نه شعاری و دستوری) بر تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش

        ه : برنامه های این حوزه به شکلی دقیق، جزیی ، مشخص و مدون در اختیار همه قرار گیرد.

منشور ۱۲ گانه مهندس موسوی درباره آموزش و پرورش


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 23:16  توسط حسین ملاحسنی  | 

اصلاح الگوی مصرف ویژه در آموزش و پرورش

        نمی دانم از دست دادن یک هارد ۸۰ که کلی مقاله و طرح و نوشته در آن داری و دیگه امکان دیتکت و دسترسی به اونها را نداشته باشی آدم و چه حالی می کند حالا بماند که یک ۱۵ روزی ارتباط من را با دنیای مجازی به کلی قطع نمود....


     این روزها در راستای اصلاح الگوی مصرف در آموزش و پرورش زمینه همایش ها و سخنرانی ها و برنامه ها و ... چیده می شود اما خب هراتفاقی از این دست اگه قراره در آموزش و پرورش رخ بدهد معمولاً در نیمه دوم هر سال اجرایی می شود. با این وجود برخی از مناطق آموزش و پرورش استان تهران در جهت حرکت عملی در این زمینه، اقدام به کسر مبالغی از حقوق حق التدریس همکاران نموده اند این طرح شامل تمام همکارانی که ساعاتی را به شکل حق التدریس کار می کردند، شده است و به شکلی مساوی ۴ تا ۵ روز از حقوق آنان کسر شده است . شواهد نشان می دهد مسئولین علت این امر را روزهای تعطیل بین هفته در ماههای گذشته ذکر نموده اند .

۱-      صراحت قانونی این موضوع چیست ؟

۲-     بیشتر ما ایرانی ها انسانهای متشرع و پایبندی هستیم و ما معلمها بیشتر . بنابراین ربط این موضوع به اینکه که شرعی نیست شما در روز تعطیلی چنین حقوقی دریافت دارید خود از آن حرف هاست ؟ آیا مگر ما شرعاً مسئول تدریس تمام کتاب نیستیم .

۳-      با فرض احتمالی وجود الزام  قانونی در این زمینه ، اینکه از تمام همکاران به شکلی مساوی ۴ تا ۵ روز را ملاک قرار داده و آن را شامل همه نماییم همان مشکل شرعی را که برخی از آقایان آنرا پیش فرض این کار قرار می دهند دامنگیر مسئله می شود . نکته در این جاست که از کجا معلوم روزهای تعطیل ، مصادف با ساعات حق التدریس همکاران بوده است . باز هم فرض وجود چنین عملی این طرح آقایان عدالت معکوسی را به ذهن متبادر می نماید . اگر قرار است چنین طرحی اعمال گردد باید مسئولین محترم  وضعیت تمام روزهای کاری  همکاران را بررسی و تفکیک نمایند و برحسب حق التدریس بودن یا نبودن روزهای تعطیل عمل نمایند . کاری که به نظر انجام ان کمتر از عهده مسئولین محترم بر می اید بنابراین این ناتوانی در اجرای درست کارها بی عدالتی از نوع خاصی را شامل همه نموده است.

۴-      با توجه به ساعات حق التدریس در هر منطقه و نیروهای شاغل در این بخش ؛ ماهانه مبلغی بیش از ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان بدست آمده چگونه و در کدام بخش هزینه می گردد جای بحث دارد .

۵-      اینکه آیا رضایت همکارانی که این مبالغ از حقوق آنان در ۶ ماهه گذشته کسر گردیده لحاظ شده یا نه ، از نکات دیگر است.

۶-      بدون شک هرگونه اقدامی در این زمینه نیاز جای بحث و کارشناسی فراوان دارد. که پاسخگویی به افکار عمومی معلمان در این زمینه از اولی ترین موارد است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 21:34  توسط حسین ملاحسنی  | 

 

کد رصدخانه